محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1512
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
متصل شده معلوم و مشخّص مىگردد . و چون ولايات خاننشين طالش در هنگام عداوت و دشمنى دست به دست افتاده ، لهذا به جهت زيادة صدق و راستى ، حدود ولايات طالش مزبور را از جانب انزلى و اردبيل بعد از تصديق اين صلحنامه از پادشاهان عظام ، معتمدان و مهندسان مأموره كه به موجب قبول و وفاق يكديگر ، و [ به ] معرفت سرداران جانبين ، جبال و رودخانهها و درياچه [ ها ] و امكنه و مزارع طرفين تفصيلا تحرير و تميز و تشخيص مىسازند آن [ را ] نيز معلوم و معيّن ساخته ، آنچه در حال تحرير اين صلحنامه درست در تحت تصرّف جانبين باشد معلوم نموده ، آنوقت خط حدود ولايات طالش نيز در بناى اوسطاطوسكوه اوپريزنديم مستقر و معيّن ساخته ، هريك از طرفين آنچه در تصرّف دارد بر سر آن باقى خواهد ماند . و همچنين از سرحدات مزبوره فوق اگر چيزى از خط طرفين بيرون رفته باشد معتمدان و مهندسان مأمورهء طرفين هريك طرف موافق اوسطاطوسكوه اوپريزنديم رضا خواهد داد . فصل سيّم - اعليحضرت شاهنشاه ممالك ايران به جهت ثبوت دوستى و وفاقى كه به اعليحضرت امپراطور ممالك روسيّه « 1 » دارند با اين صلحنامه [ به عوض خود ] و وليعهدان عظام تخت شاهانهء ايران ، ولايات قراباغ و گنجه كه الآن مسمّى به ايلى سابط پول و اولكاء خوانين نشين شكى و شيروان و قبّه و دربند و باكويه ، و هرجا از ولايات طالش را [ با خاكى كه ] الآن در تحت تصرّف دولت روسيّه است ، و تمامى داغستان و گرجستان و محال شوره گل و اچوق باش و كورنه و منگريل و ابخاز و تمامى الكاء و اراضى كه در ميانهء قفقازيه و سرحدات معينة الحاليه بود و نيز آنچه از اراضى و اهالى قفقازيه و الى كنار درياى خزر متصل است مخصوص و متعلّق دولت آمپيريّهء روسيّه مىدانند . فصل چهارم - اعليحضرت امپراطور روسيّه براى اظهار دوستى و اتّحاد خود به اعليحضرت شاهنشاه ايران و به جهت اثبات اين معنى بنابر همجواريّت
--> ( 1 ) . در ناسخ التواريخ : اروسيّه ، و نيز در جاهاى ديگر از كتاب مذكور و كتاب دكتر بينا روسيه و گاهى اروسيه آمده است كه از يادآورى صرفنظر شد .